سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
222
طب در دوره صفويه ( فارسى )
تنبيهى مبرا نمىماندند . وينچزودگل الساندرى « 17 » مىنويسد : « عدهاى از تجار ايرانى بدون اطلاع مقامات مربوطه از تركيه به ايران مس حمل مىكردند و مرا در ارز روم به سختى فلك كردند و من براى خودم و نوكرم 2000 آسپرى « 18 » پرداخت كردم تا آزاد شدم » . در زمان شاه سليمان صفوى نيز يك كشيش ارمنى را در اصفهان به علت آن كه دورافتاده و بر عليه عالىجناب الياس « 19 » امضاء جمع مىكرد آنچنان فلك كردند كه همان شب از شدت صدمات وارده فوت شد . به فرمان همين شاه حاكم قندهار را كه در يك گردش خارج شهر بيش از حد نزديك به سراپرده شاهى اسب رانده بود به شدت فلك كردند و وقتى او به اين عمل اعتراض كرد دستور داده شد تا براى بار دوم فلك بشود اما او گفت كه حاضر است با شمشير گردنش را بزنند ولى دوباره فلكش نكنند و شاه هم دستور داد تا همين تنبيه دربارهاش اجرا بشود . اين تنبيه ، يعنى فلك ، چنان سخت و دردناك بود كه گاهى ناخنهاى پا مىافتاد و در يك چنين حالتى حكيم محمد توصيه مىكند كه بايد مرهمى از روغن زيتون ، سنگ جهنم و زاج روى جاى زخم گذاشت و آن را محكم بست و مىگويد جاى اين زخم خوب مىشود و ناخن ها دوباره درمىآيند و اضافه مىكند كه بستن زخم با پوست گوسفندى كه تازه ذبح شده باشد نيز مفيد است . در آخر اين فصل شايد بىمناسبت نباشد كه چند كلمهاى هم دربارهء نحوهء درمان سرطان بوسيله جراحان دوره صفويه و آنچه كه حكيم محمد در اين باره گفته است صحبت كنيم . حكيم محمد اين بيمارى را خوب مىشناخت . بقراط و جالينوس نيز قرنها قبل از او اعلام كرده بودند كه جراحى تنها روش مفيد درمان اين عارضه است بعدا ابن سينا و رازى هم نوشتند كه جز از طريق جراحى اميد كمى به بهبود كسى كه به اين بيمارى مبتلى شده باشد مىرود . حتى اگر فرض كنيم كه حكيم محمد نمىتوانست اين كتب عربى قديمى را بخواند باز ذخيرهء خوارزمشاهى جرجانى كه به زبان فارسى نوشته شده است و يك باب كامل آن درباره اين بيمارى است در اختيارش بود و مىتوانست از آن استفاده كند و بررسىهاى من نشان مىدهد كه او فى الواقع اين كار را هم كرده است و ما اگر نوشتههاى اين كتاب را با آنچه كه بعدا توسط حكيم محمد و بهاء الدوله نوشته شدند مقايسه كنيم مىبينيم كه اطلاعات اين دو نفر از غدد خوشخيم و بدخيم مبتنى نوشتههاى جرجانى مىباشد اما غياث الدين به عنوان يك پزشك عمومى علاقهء بخصوصى نسبت به اين عارضه كه كارى براى درمان آن نمىتوانست انجام بدهد ابراز نمىدارد و از سر آن به اجمال مىگذرد . ارزيابى ميزان موفقيت جراحان دورهء صفويه در درمان اين عارضه كار سادهاى نيست زيرا اولا موارد فوق العاده محدودى از حال اين بيماران پس از جراحى ثبت شده است و ثانيا در اغلب موارد غدد خوشخيم به علت تشابهات زيادى كه با آن دارند با يكديگر اشتباه شدهاند .
--> ( 17 ) - Vincenzo degl Alessandri ( 18 ) - Aspri ( 19 ) - Mgr . Elias